شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۹۳ دی ۱۸, پنجشنبه


آدمی‌ام که اگر اژدهایی جلوم ظاهر شود، بعد از این‌که به هول و وحشت‌ام غلبه کردم، ازش می‌خواهم ثابت کند فقط یک مارمولک یا مار یا تمساح گنده نیست. اگر بگوید احمق! دارم با تو حرف می‌زنم، می‌خواهم بخورم‌ت یا هرچیزی، می‌گویم دلیل نمی‌شود، چرا به‌ت نگویم مارمولک سخنگو یا تمساح الاغ یا مار هرچیزی؟ حاشیه نرو، ثابت کن.
آدمی‌ام که هنوز آرزو دارم توی جزیره‌ی «لاست» زندگی کنم ـ از «عشق در اپیزود اول»ی حرف می‌زنم که کماکان تازه و داغ است ـ اما یک‌بار وسط بازی «لاست» فهمیدم ممکن است در جزیره نیمی از عمرم بگذرد به نشستن وسط درخت‌های دایره‌یی برای در امان ماندن از دود سیاه. ممکن است توی جزیره یا سکته کنم یا بیشتر اوقات بی‌حوصله بتمرگم کنار ساحل و به این فکر کنم که بروم با جک و کیت یا جان که چه بشود؟ تازه اگر واقعاً این آدم‌ها آن‌جا باشند، اگر هنوز پرچم ماجراجویی را زمین نگذاشته باشند.
آدمی‌ام که اگر دریچه‌یی جادویی گوشه‌ی اتاقی ببینم احتمالاً پا توش نمی‌گذارم، چون نمی‌دانم دنیای جادویی آن‌طرفِ در چه‌جور جهنمی ممکن است باشد... و این مرض را پیش از «کورالاین» هم داشتم، حتی وقتی که آن‌طرف درها احتمالِ «نارنیا» می‌رفت. اصلاً گیرم رفتم توی نارنیا و یک کلام از حرف‌هاشان را نفهمیدم، آن‌وقت چه؟ به دریچه‌ی «جان مالکوویچ بودن» که فکر هم نمی‌کنم؛ توی آن سوراخ کوفتی با ترس‌ام از فضاهای بسته و حس خفه‌گی دست‌وپنجه نرم کنم که آخرش ببینم جان مالکوویچ بودن چطوری است؟ گور پدرش هم کرده!
آدمی‌ام که صمیمی‌ترین رفیق‌ام کم‌وبیش مطمئن است هیچ‌وقت به «لرد عزریل» نمی‌پیوستم، چون قطب شمال سرد است، چون ممکن بود مریض بشوم آن‌جا.
*
با این‌حال آدمی‌ام که به این چیزها و فرصت‌ها زیاد فکر می‌کنم، تقریباً تمام‌وقت. فانتزی‌باز نیستم، فانتزی‌زی‌ام. این جزو معدود چیزهایی است که می‌توانم به‌ش افتخار کنم.
مهم نیست فانتزی‌نویس خوبی از آب در بیایم یا نه... مهم که هست البته... مسئله این است که می‌دانم فرقی دارم با بعضی از اهالی فانتزی؛ دست‌کم برای این‌که هیچ مار بزرگی بدون سند برایم اژدهایی فانتاستیک نمی‌شود. هر کسی از توی دست‌ش تیغ در آمد «ولورین» نمی‌شود، قیصر هم تیغ توی دست‌ش داشت.
منش فانتاستیک، حال و هوای فانتاستیک، حساب‌ش جداست. حالا ریدمال بودن برخورد زیادی محافظه‌کارانه‌ی من با امور فانتاستیک که فانتاستیک را ریدمال نمی‌کند... تازه، کار است دیگر، آدم کف دست که بو نکرده؛ باستیان بالتازار بوکس فکرش را هم می‌کرد بشود آن‌چه که شد؟ یعنی از باستیان اوایل داستان کمترم؟ باستیان حتی شک داشت که چنان دنیایی وجود داشته باشد. من به وجود داشتن این‌چیزها شک نمی‌کنم، هیچ‌وقت شک نکرده‌ام، صرفاً سخت اعتماد می‌کنم.
خب، انصافاً فوخور به آن عظمت نباید بلد باشد کله‌شقی مثل من را متقاعد کند که فوخور است، اژدهای بخت است، تک است؟ حرف‌ام این است که کافی‌ست مثل فوخور برخورد کند، مارمولک‌بازی در نیاورد، گاس اصلاً سند هم نخواستم... یعنی خود لرد عزریل سردش نمی‌شود؟ حالا قبول که من هم نباید وسواسی‌بازی در بیاورم، اما قطب شمال به‌هرحال سرد است، مراقب نباشم ممکن است کل عملیات را به‌باد بدهم... تازه، آدم پاش که می‌افتد عوض می‌شود، روحیه عوض می‌کند انگار که اصلاً پوست انداخته باشد... دست‌کم یکی‌دوباری پوست انداخته‌ام و می‌دانم چه می‌گویم... نه که بخواهم از خودم دفاع کنم، فقط نمی‌خواهم آتو داده باشم. حرف‌ام این است که دست‌کم وقتی شنگول باشم، مثل حالا، می‌توانم متنی که قبلاً در ذم خودم نوشته‌ام را بخوانم و فکر کنم درست می‌شود، به‌خودم بگویم درست‌ت می‌کنم، به خودم بگویم هرچه باشد منش ریدمال فانتاستیک داشتن بهتر از کلاً نداشتن‌ش است، بگویم مهم این است که از اژدها نمی‌ترسم و فرار نمی‌کنم و فقط سند می‌خواهم ازش، بگویم هر آدمی اگر بارها برود توی کمدهای مختلف و به نارنیا نرسد بالٱخره امیدش را از دست می‌دهد ولی من بی‌امید نشدم و صرفاً بدبین شدم.  این‌جوری به خودم امید بدهم. بگویم اصلاً آدم این‌جوری سرپا می‌شود...


  Comments:
“You have to let the fairy into your heart.” Look, I wouldn’t let him into my garden, okay? I’d shoot him on sight,
Dylan Moran
این هم استاد موران. خسته نباشی برادر با همین فرمون به پیش :)
 
:)))) مخلصم برادر. دیگه رو حرف استاد چی می‌شه گفت؟
پ.ن.: اگه نخورم به دیوار D:
 
 ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017

Counter