شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۹۷ آبان ۱۰, پنجشنبه

سرخوشی اضطراب

گفتی این‌روزها که حالم خوب است هم بنویسم، گفتی همیشه به حال ناخوشی نوشته‌ام و شاید بعدها فکر کنم هیچ‌وقت خوشحال نبوده‌ام.
گفتم نوشتن حال خوب برام مثل تلاش بر اسیر کردن نور توی بطری می‌ماند، برای همین است که می‌روم سراغ شعر.
گفتی نوشتن تجربه‌ی شخصی‌م هم مهم است. اصرار کردی حتی اگر شده جملات کوتاه بنویسم.
قبل‌ترش هم حرف نوشتن بود. می‌گفتم نمی‌دانم داستان بعدی که می‌خواهم بنویسم قرار است چه باشد. هیچ فکری سراغم نمی‌آید که وسوسه‌ام کند به نوشتن‌اش. می‌گفتم هر چه به ذهنم می‌رسد می‌بینم قبلاً در «فانتزی تهران‌پارسی» نوشته‌ام. دوست گفت بی‌شک همه‌اش را ننوشتی، بی‌شک کتاب کاملی نیست و به تمام نتیجه نرسیده‌ای و تماماً موفق نشده‌ای. خیلی موافق این حرفش بودم. «فانتزی تهران‌پارسی» قدم لرزانِ کوچک اول راهی بود که باقی‌ش حالا در مه فرو رفته. کمی می‌ترسم قدم توی مه بگذارم.
ولی وسوسه‌ام کردی به نوشتن. گفتم کرم خوبی به جانم انداختی. گفتم باید با اضطراب نوشتن بازی کنم، مثل موم سرد و خشک، گرم و نرمش کنم، رام‌ش کنم تا بتوانم سوارش بشوم. الآن شک کردم به این حرفم. واقعاً می‌خواهم سوار نوشتنی رام بشوم؟ اغلب لذت‌م این بوده که وقت نوشتن ِ داستان‌هام گاهی هیچ نمی‌دانستم که کجا می‌خواهم بروم و گاهی حتی مطمئن نبودم چه دارم می‌نویسم. در همین مه قدم‌به‌قدم پیش می‌رفتم و داستان را کشف می‌کردم.
گفتم اضطراب نوشتن برام مثل اضطراب هم‌آغوشی می‌ماند. لذت می‌برم، اما نگرانم مبادا زود به سرانجامی ناخواسته برسم و نتوانم هم‌آغوشی‌ای کامل و پرلذت را تجربه کنم. گفتی گور پدرش! هم‌آغوشی با اضطراب که خوب نمی‌شود. موافق بودم. اما کاری‌ش نمی‌توانم بکنم. انگار اضطراب بخشی از بند ناف من به جهان است. باید همین اضطراب را نرم کنم، رام هم نه، اما اهل سواری‌دادنش کنم. هم‌آغوشی تمام و کمال خونسردانه هم نباید چندان جالب باشد. کشف همیشه با اضطراب همراه است، می‌خواهد کشف تن باشد یا کشف متن.
حالا ولی دارم بعد از مدت‌ها می‌نویسم. درست همین لحظه جایی است که نمی‌دانم باید نقطه‌ی پایان بگذارم یا باز هم باید بنویسم. درست همین لحظه مه غلیظ شده است.
حالم این روزها خوب است. در خوشی غرقه‌ام. انگار که هیچ‌وقت چنین سرخوشی‌ای را نچشیده باشم، انگار که کودکی نوپا...
این مه غلیظ پیش رویم را هم دوست دارم. می‌خواهم از مه دفاع کنم. همان‌طور که برای کودکی ترسیده توضیح می‌دهند در تاریکی چیزها همان‌اند که در روشنایی، می‌خواهم از مه دفاع کنم و کودکانه توضیح بدهم این همان ابر زیبایی‌ست که ستایش‌ش می‌کنیم و فقط آمده پیش پایمان. یا دفاع کنم و بگویم مه آینده را برایمان کادوپیچ می‌کند و می‌گذارد از لایه‌لایه کشف کردنش حظ کنیم.
حالا هم می‌خواهم درست بر لبه‌ی همین مه بنشینم و کمی تماشا کنم. هرچند افق انتظار نوشتنم را مه گرفته، می‌دانم که در دل هیچ مه‌زاری بیابانی خشک نیست. از آن مهم‌تر، در افق انتظار زندگی‌م زیباترین شهرها و جنگل‌ها و سرخوشی‌ها را می‌بینم. حالا سرخوشم، خوشی دارم و پابه‌راهم.
Comments

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017
September 2017
November 2018
December 2018
April 2019

Counter