شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

«قسم به چشم‌های سرخ‌ات...»*

ایستاده‌ بودم کنار سماور و آب می‌ریختم توی مخزن‌اش. دست‌ام تکان خورد و آب ریخت به لوله‌ی وسط مخزن و دمی بعد دیدم که از پای مخزن، از روزنه‌ی باریکی بین مخزن و پایه‌ی سماور، آب زد بیرون و شره کرد...

جا خوردم، عقب پریدم و ترسیده به دور و بر نگاه کردم مگر تصویری که بر پرده‌ی عریضی تمام ذهن‌ام را گرفته بود... می‌دانید کدام تصویر را می‌گویم؟ می‌دانید، می‌فهمید...

با این‌حال بگذارید به شیوه‌ی احمد شاملو بگویم تصویر "نازلی‌"ای بود تا فکر نکنید فقط می‌خواهم مرثیه‌سرایی کنم. هرچند مرثیه‌ای هفتاد من کاغذ هم اگر بنویسیم برای این همه زخم بر تن‌ها نشسته و بر ذهن‌ها، و از این مراثی هفت دریا هم اگر اشک بریزیم، باز نبض داغ این درد خواهد کوبید. تصویر نازلی‌ها همه‌جا و تا وقتی زنده‌ایم پیش رومان خواهد بود...


آن نصفه‌های شب که پریشان فکرهای رمنده بودم فکرش را هم نمی‌کردم با چنین تصویری مواجه بشوم. اما دفعتاً احساس کردم از پشت پنجره‌ها نگاهم می‌کند... خزیدم توی اتاقم و تکیه دادم به دیوار... ترسیده بودم... نه از تصویر...


همیشه حرف ترس که می‌شود می‌گویم از چیزهای عجیب و غریب چندان نمی‌ترسم. ترس بزرگ من همیشه از آدم‌ها بوده. حتی بگیرید یک فیلم ساده... فیلم‌های ترسناک تخیلی را می‌نشینم و نگاه می‌کنم، اما دیدن فیلم‌های ترسناکی که جایی‌ش وصل می‌شود به زندگی روزمره، فیلم‌هایی که آدم‌های عادی و تجربه‌های عادی‌شان منبع ترس می‌شوند، فیلم‌هایی که اشیاء عادی ترس ایجاد می‌کنند، چنگ می‌اندازند به تاریک‌ترین گوشه‌های ذهن‌ام؛ چنان می‌ترسانندم که تا چند روز زندگی‌ام به هم می‌ریزد.

از چیزی چنین ترسیدم. از تصور تصویر آدمی که می‌آید به خیابان، راه می‌رود، می‌داند روزی عادی نیست اما خاک و آسمان و درختانِ دور و برش عادی‌اند، همان‌طور که راه می‌رود ناغافل آتش به جان‌اش می‌افتد... می‌افتد روی زمین، چنگ می‌اندازد به دردی فرای تصور،‌ اما نمی‌تواند بگیردش و دمی بعد...

زمین چطور بعد از این اتفاق‌ها می‌تواند عادی بماند؟ چرا درخت‌ها سقوط نمی‌کنند وقتی آدمی کشته می‌شود؟ چرا رودخانه‌ها سرخ نمی‌شوند وقتی جوانی و زیبایی و رویاها و آزادی، وقتی یک انسان به خاک می‌افتد، وقتی انسانی که هنوز وقت مردن‌اش نرسیده می‌میرد چرا زمین و زمان به هم نمی‌ریزند؟

جوابی ندارد این سوال... زمین و زمان به هم نمی‌ریزند، آسمان به زمین نمی‌آید، آب از آب تکان نمی‌خورد؛ چه می‌فهمند؟ چه می‌فهمند چقدر ترسناک است این. اما دل آدم‌ها شخم می‌خورد، مغز شخم می‌خورد، یک جایی از مغز خاطره‌ای زخم و زخمی می‌ماند، تصویر ِ غلیان خون، تصور درد... در مغز آدمی زمان ترک برمی‌دارد، حیات چروک می‌شود، جهان لک بر می‌دارد وقتی انسانی کشته می‌شود.

آن‌سوتر انسانی ایستاده که کشته... ترسناک‌ترین اتفاق زمین، هولناک‌ترین و مخوف‌ترین وحشتِ جهان. نه وحشت این‌که او می‌تواند بکشد، نه، بل هول این‌که او توانِ کشتن دارد. او می‌تواند شلیک کند بی‌آن‌که قلب‌اش از کار بایستد، بی‌آن‌که چشم‌هایش از حدقه بیرون بزنند، بی‌آن‌‌که نفس‌اش بند بیاید، بدون حتی لرزش دست... ترس ندارد چنین آدمیزادی؟ ترس ندارد؟

چشم‌های "نازلی" از روی پایه‌ی سماور، از پشت پنجره، از ذره ذره‌های هوا هجوم آوردند به مغزم و نشستند جلوی چشم‌ام کنار هزار بار دیگری که نشسته بودند و نمی‌رفتند و قرار نبود بروند.

گفتند: فراموش‌مان نکن...

مگر می‌شود فراموش کرد. ترسناک‌تر از آن کشنده، کسی است که کوچ این چشم‌ها را دیده و می‌تواند فراموش‌‌شان کند. آن کسی که فراموش می‌کند، از آن خاکی که خون را در خود می‌کِشد و ذوب نمی‌شود، ترسناک‌تر است.

آن‌همه چشم‌های دیده و نادیده که نمی‌شود فراموش‌شان کرد را نباید فراموش کرد.




* قسم به چشم‌های سرخ‌ات اسماعیل عزیزم،

که آفتاب، روزی، ‌بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید

قسم به موهای سفیدت که مدتی هم سرخ بودند

که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی

بهتر از آن روزی که مُردی خواهد تابید...


آغاز کتابِ «اسماعیل» (یک شعر بلند) سروده‌ی رضا براهنی،‌ نشر مرغ آمین، چاپ اول: 1366


پ.ن.: پیش از انتشار این یادداشت در وبلاگ عصیان یادداشتی خواندم درباره‌ی سایتی با نام «هرگز فراموش‌مان نکن». ببینیدشان... باز ببینیدشان...



  Comments:  ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017

Counter