شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۸۵ اسفند ۱۴, دوشنبه

دلير باش در به کار گرفتن انسانيت خويش!

من خیلی چیزها را نمی‌دانم؛ گاهی بعضی سوالات بیشتر از بقیه آزارم می‌دهند.

الآن چند ساعت است از خودم می‌پرسم اگر بچه‌ای درباره‌ی پلیس‌ها از من پرسید باید چه جوابی به او بدهم؟

اگر برادرزاده‌هایم، بچه‌های فامیل... حتی شاید خودم... اگر بچه‌ای از من درباره‌ی پلیس‌ها پرسید، چه جوابی باید بدهم؟

این عکس‌ها را نگاه می‌کردم و با رسیدن به بعضی‌شان، به پلیس‌ها و سربازهائی فکر می‌کردم که در تصویر نیستند و ضجه‌هائی که نمی‌شنوم تصویر نادیدنی‌شان را در ذهن‌ام نقش می‌زنند.

این یادداشت را می‌خواندم و به شغل "تحقیرگر" فکر می‌کردم...

و اصلا اگر کسی (هر کسی) از من درباره‌ی پلیس‌ها و سربازها پرسید، چه جوابی باید بدهم؟

همیشه در دفاع از بازوهای باتوم‌به‌دست شنیده‌ایم و گفته‌ایم که "این بیچاره‌ها که کاره‌ای نیستند!"، "اینها هم دنبال یک لقمه نان خودشان هستند"...

حالا از خودم می‌پرسم این "بیچاره‌ها"، انسان هم نیستند؟

مادربزرگ‌ام ضرب‌المثلی داشت: "وقت خوردن قلچماق‌ان، وقت کار کردن چلاق!"

حالا می‌پرسم، اینها هم وقت خوردن آدم‌اند و وقت آدم بودم قلچماق؟

از خودم می‌پرسم دقیقا روی چه حسابی بعضی‌ها آدم بودن، انسان بودن فراموش‌شان می‌شود؟

می‌پرسم چطور کسی می‌تواند از تحقیر کردن آدم‌ها، از زدن‌شان، از ترساندشان، از آزار دادن‌شان، از شکستن دل‌شان، از... چطور کسی می‌تواند از این کارها لذت ببرد یا دست‌کم انجام‌شان بدهد، ادامه‌شان بدهد، با این حساب که "مامور است و معذور"؟

چطور آدم می‌تواند عین خیال‌اش نباشد... به دوستی می‌گفتم انگار یک تیمارستان بزرگ است و مشتی دیوانه طغیان کرده‌اند: عاقل‌ها را بسته‌اند به تخت و گروهی از دیوانگان برای سلطه انتخاب شده‌اند و گروهی برای فرمانبری؛ فرمان‌برها و سلاطین عاقل‌ها را شکنجه می‌دهند و لذت می‌برند... و بعد حتی به خودشان هم رحم نمی‌کنند و بزرگ‌ترین خوش‌خوشان‌شان این است که عینی یا ذهنی، عملاً یا کلامی با لگد توی دماغ کسی بکوبند...

پیش‌تر، سعی می‌کردم خیلی بیشتر از مرزکشی دوری کنم، اما مدتی‌ست راجع به بعضی چیزها می‌توانم رای قطعی بدهم. مثلا می‌توانم بگویم بعضی‌ها انسان هستند و بعضی‌ها انسان نیستند.

می‌توانم این جمله را معیار کنم: «دلیر باش در به کار گرفتن فهم خویش»

و سعی کنم با آن تعریفی برای شجاعتی معقول پیدا کنم و سعی کنم دست به انتخاب‌هائی بزنم، اما نمی‌توانم درباره‌اش رای مطلقی داشته باشم. با کلی تردید می‌توانم این معیار را قطعا "معیار" بدانم. اما درباره‌ی انسان بودن یا نبودن می‌توانم گاهی نظر قطعی بدهم، با معیارهایی خیلی مشخص‌تر:

وقتی کسی چنین از آزار دادن، شکنجه کردن، تحقیر کردن، خرد کردن... وقتی کسی چنین از پایمال کردن حق انسان بودن دیگری لذت می‌برد؛ (گیریم لذت هم نبرد) وقتی کسی به این عمل مصرانه ادامه می‌دهد، تکرارش می‌کند، به آن تن می‌دهد؛ به هر بهانه‌ای، به هر دلیلی، تحت هر فشاری؛ می‌بینم من یکی دیگر نمی‌توانم چنین موجودی را انسان خطاب کنم.

ممکن است کسی بگوید باید شرایطش را سنجید، باید دید چرا چنین می‌کند، باید فهمید "مامور و است و معذور"... باز هم رٱی‌ام را نمی‌شکنم. نمی‌دانم چرا چنین می‌کند، اما می‌دانم "انسان"ی کک‌اش هم نمی‌گزد از آزار دادن "انسان"هائی دیگر و اینجا دیگر نمی‌توانم موجود اولی را انسان بدانم یا بنامم.

حتی اگر خودم روزی در شرایط او قرار بگیرم و "مجبور" شوم دست به چنین کاری بزنم؟ باید بگویم آن‌روز من هم یک جانورم. هر چیزی می‌توانم باشم غیر از انسان. این از آن چیزهائی‌ست که توجیهی برایش پیدا نمی‌کنم و دست‌کم الآن درباره‌اش قطعی نظر می‌دهم.

و هنوز از خودم می‌پرسم راجع به عدالت، قانون، پلیس، سرباز، جامعه، چه چیزی می‌توانم به یک بچه یا یک آدم‌بزرگ بگویم؟ چه چیزی...

دوباره به آن عکس‌ها نگاه می‌کنم و خبرها را می‌خوانم و می‌پرسم...

و می‌دانم برای هیچ بچه‌ای نخواهم خواند: "شبا که ما می‌خوابیم، آقا پلیسه بیداره، ما توی خواب نازیم، اون دنبال شکاره..."

چون ممکن است مادر، خواهر یا دوست بزرگ مهربان آن بچه در زندان باشد، چون ممکن است دیروزش بچه شنیده باشد که پلیس‌ها مادرش، خواهرش یا خاله‌اش را کتک زده‌اند، به جرم ساده و پیچیده‌ی شهروندی و طلب حق و زندگی.

* * *

کمپين رهايي فعالان جنبش زنان از زندان

وبلاگ زنستان



  Comments:  ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017
September 2017

Counter