شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۸۵ دی ۱, جمعه

اولین بی‌ینال دومین پاندوپان ش. تارعنکبوتی رنگین

اینجا غبار گرفته. من کمی نسبت به غبار وسواس دارم. نسبت به نوشتن هم انگار. معمولا وقتی به جائی خاک‌آلود دست می‌زنم یا گردگیری می‌کنم، بلافاصله دست‌هایم را می‌شویم. با این‌حال گردگیری کردن را دوست دارم. دست‌هایم را می‌شویم چون ظاهرا چشم‌ام به غبار خیلی حساس است و بلافاصله عکس‌العمل‌های ناجوری نشان می‌دهد در مقابل غبار (بارها باهاش صحبت کردم و بهش گفتم این برخورد شاید صحیح نباشه، گاس که آدم می‌ره کوه و ممکنه بخواد چشم‌شو بخارونه، اما تعریف خودشو از روابط اجتماعی داره و حداقل می‌دونم با دست خاکی و غبار‌آلود اصلا آبش تو یه جوب نمی‌ره). بعضی چیزها را هم که می‌نویسم، بلافاصله پاک‌شان می‌کنم. قبلا عادت داشتم هرچیزی که هوس می‌کردم بنویسم را بنویسم و بعد جائی ذخیره کنم و بگذارم خاک بخورد. اما تازگی‌ها این کار کمی آشفته‌ام می‌کند. چشم دیدن بعضی از چیزهائی که می‌نویسم را ندارم و نصفه‌نیمه بدون اینکه ذخیره‌شان کنم، پاک‌شان می‌کنم. این‌طوری اعصابم آرام‌تر می‌شود، فایل‌هایم هم خلوت‌تر. گاهی پیش می‌آید که چیزی می‌نویسم و پیشاپیش می‌دانم که پاکش خواهم کرد و گاهی آنچه می‌خواهم پاک کنم را نمی‌نویسم. به‌هرحال، احتمالا یکی از دلایل غبار‌گرفتگی اینجا همین‌ چیزهاست. خب، کمی نسبت به غبار وسواس دارم. به نوشتن هم. همین الآن وسوسه‌ی وسواس سراغم آمده که زود دست‌هایم را بشویم و برای همین نمی‌دانم واقعا سرنوشت این یادداشت چه خواهد شد. شما خواهید خواندش یا نه...

* * *

چند شب پیش، تقریبا کاملا بی‌حوصله، نشسته بودم و سعی می‌کردم به موضوعی فکر کنم. مثل بعضی اوقات بلافاصله متوجه شدم دارم سعی می‌کنم به موضوعی فکر کنم، پس بلافاصله شروع به تلاش کردم برای نجات دادن موضوع؛ چون معمولا وقتی سعی می‌کنم به موضوعی فکر کنم و متوجه می‌شوم که سعی می‌کنم به موضوعی فکر کنم، موضوع را فراموش می‌کنم و دست آخر در حال فکر کردن به سعی کردن به فکر کردن به موضوعی باقی می‌مانم. با این‌حال هرچه بیشتر سعی می‌کردم تمرکز کنم روی فکر کردن به آن موضوع، بیشتر متمرکز می‌شدم روی فکر کردن به موضوع. پس سعی کردم راجع به آن موضوع با خودم حرف بزنم. اما باز متوجه شدم که دارم راجع به فکر کردن روی موضوعی با خودم حرف می‌زنم و کم‌کم به این فکر افتادم که واقعا آدم چطور فکر می‌کند؟ و چه وقت‌هائی فکر می‌کند؟ و وقتی به موضوعی فکر می‌کند، چطور به آن موضوع فکر می‌کند؟

فکر کردم به اینکه فکر کردن یک دیالوگ درونی خود با خودی است یا خود به‌خودی؟

اگر آدم موقع فکر کردن به موضوعی تمام ذهن‌اش معطوف به آن موضوع باشد، بعدا چطور باید اندیشه‌هایش راجع به آن موضوع را به خاطر بیاورد؟ وقتی سوار بر اتومبیلی برای اولین بار به طرف خانه‌ای می‌رویم، اگر تمام ذهن‌مان معطوف به آن خانه باشد،‌ چطور راه را پیدا می‌کنیم و اگر تمام ذهن‌مان معطوف به راه باشد، چطور خانه را پیدا می‌کنیم؟ (و تمام ذهن یعنی چقدر از ذهن؟ و چقدریّت ذهن چیست؟)‌ـ اصولا موقع فکر کردن به یک موضوع به چه چیزی فکر می‌کنیم؟ مثلا وقتی داریم به شعر فکر می‌کنیم به چه چیزی فکر می‌کنیم؟ به شعر ِ یک شاعر یا به شعر؟ به شعریّت شعر یا به شاعرانگی؟ به تکنیک سرودن یا به آن متن مشخصی که شعر می‌نامیم‌اش (به آن مجموعه واژگانی که در ذهن‌مان به عنوان شعر ثبت شده‌اند)؟

اصلا چطور می‌توانیم به چیزی فکر کنیم بی‌آنکه با خودمان حرف بزنیم و چطور می‌توانیم به چیزی فکر کنیم وقتی با خودمان حرف می‌زنیم؟ و آیا مجموعه مکالمات درونی‌مان است که اسم‌شان را فکر می‌گذاریم یا فکر کردن عملی/رفتاری مستقل است؟ عملی؟ رفتاری؟ اصولا ما کی متوجه می‌شویم که مشغول فکر کردنیم؟ و آیا وقتی متوجه می‌شویم که مشغول فکر کردنیم، مشغول فکر کردنیم؟ ما همیشه داریم به فکر کردن فکر می‌کنیم و باقی اوقات ذهن‌مان به کار دیگری مشغول است یا...

خب، من تصمیم گرفتم به جای فکر کردن به این شبه‌ فکرها یا فکرها یا فکرهای تام (یا شاید بهتر باشد بگویم ابسُلوت) که ادعای بیش از حد بزرگی است و خودش محل سوال، و تلف کردن وقت فکر کردن‌ام، بلند شوم و بروم برای خودم چای بریزم، اما نمی‌توانستم فکرم را آزاد کنم. واقعا وقتی ما با خودمان تنهائیم و مشغول فکر کردن، چه کار می‌کنیم؟ (می‌توانم از خودم، تقریبا شکاک و عصبانی بپرسم: چه غلطی می‌کنی وقتی فکر می‌کنی؟ بهتر نیست به جای این کارها بروی قدم بزنی؟ بعد به خودم چشم‌غره می‌روم که لطفا این‌قدر یاد بدهکاری‌هایم به خودم نیُفتَم‌ام...)

* * *

تقریبا یا دقیقا دو سال پیش در چنین روز یا روزهائی، اینجا متولد شد. پاندوپان خیلی قبل‌تر به دنیا آمده بود و شبکه‌ی تارعنکبوتی خیلی پیش‌تر از پاندوپان. دو سال پیش در یک بیست و هفتم آذر اولین یادداشت را در اینجا نوشتم و دو سال پیش در یک جمعه صبح... اینجا، مثل هر کدام از ما، مثل خودمان یا وبلاگ‌هایمان یا هر چیز دیگری که متولد می‌شود، چند بار متولد شده. در یک جمعه صبح، در یک بیست و هفت آذر، در یک روز ابری، در روزی که من بی‌شک دلم می‌خواسته کار عجیبی بکنم که تا آن زمان در مخیله‌ام هم نمی‌گنجید و در یک هفت و چهل و دو دقیقه‌ی صبح و احتمالا در هر ...ی که می‌توانم با به یاد آوردن تولد اینجا به یادش بیاورم یا بالعکس.

دلایل زیاد برای خودم‌ای دارم که اینجا را دوست داشته باشم و اینجا را به دلایل زیاد برای خودم، دوست دارم؛ حتی اگر گاهی اینجا را دوست نداشته باشم. اصل اصیل‌اش این است که اینجا برایم دوست‌داشتنی است و حتی وقتی که اینجا را دوست ندارم، این‌جائی که دوست دارم را دوست ندارم و احتمالا حتما می‌دانید که این‌طوری خیلی فرق دارد.

احتمالا چند تا کلمه بیشترین استفاده را در یادداشت‌هایم داشته‌اند. شاید اگر "به هرحال" و "شاید" نبودند، کمیت لنگ‌ام کله‌پا می‌شد.

همین!

داشتم اینجا را غبارروبی می‌کردم دیگر...



  Comments:  ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017

Counter