شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۸۴ دی ۱۸, یکشنبه

حکایات و تمثیلات!

هاتفی از غیب ندا داد که: هلا ای پسر! تو خویش پاره نمودی چند ماه پیش بهر قطره بارانی به شهریور و چنان شادان به پیشواز پائیز رفتی که جن و انس گمان بردی قوم و خویشی با خزان! حال تو را چه شده که پائیز رفت و تو خیمه هوا کردی به کنج اتاقکت و چون تارتنک‌ها فر خوردی و چون عمو وزوزک‌ها غر زدی مدام؟

مردک چنین پاسخ هاتف را داد که: ولمون کن عامو... دلت خوشه‌ها!

چنین بود که هاتف بور شد و دیگر تا پایان جهان ندائی نداد که نداد!

چو هاتف از در نیکی در آمد / پسر را حوصله زودی سر آمد

بگفتا این جهان گرچه مصفاست / به شیرینی مثال آن مرباست

ولی جانم مربایش خراب است / عامو این قصه‌ها مال کتاب است

خوشی‌ها جان تو نقش بر آب‌ست!

مولانا فرمود : « گویند تا کودکی شنگولی و نزد اُم و اَب حبه انگوری و در آغوش همگان مقبولی. باری کار به قنداق عوض کردن که رسیدی، تمام این علایق ور پریدی! مادر ز راهی دوان و پدر در کوچه علی چپ روان و عشاق سینه چاک، با نم اول، رهایت می‌کنند روی خاک، تا بمانند پاک.

چون به سن نوجوانی رسیدی، به خیالت از کودکی بُریدی. زبانت می‌گردد دراز و رویت می‌گردد باز. همانا که حقیقت کل زندگی‌ت همین دم است. همه هر دم به اوج ِ صداقت روی گردان از تو و بریده بند رفاقت و گاه از روی شفقت تیپائی نثارت می‌کنند مر تو را بهر هدایت.

اما جوانی چو سر رسید، خاک بر سری تو نیز از در رسید. از راست و چپ با تشر و گپ یا میل و سیخ می‌افتند به جانت که کارت پیدا نکند بیخ. پدر سوزان ِ آرزوئی و مادر سازان ِ قصر ِ املش، گر کمر همت به راه ایشان بستی، از بند ملامت جستی، گر نه آن تو را حمال خواند و این یکی تن‌لش!

سوی دیگر ِ همین جوانی، حرف دل است و روایتش مثال روضه‌خوانی...

هر چه هست، جوانی بگذرد برایت و گر پوست کلفت باشی، دست آخر زنده مانی. آنچه به مشت تو باقی مانَد مشتی‌ست زر یا پالان خر و گاه یک مدرک معتبر که روزگار پیری‌ات را با آن کنی سر.

پیری، زمستان زندگی‌ت و وقت خوردن سود یک عمر در جوانی بندگی‌ت!

باری دریغ که کمرت تاب برداشته، انگار که تنت چوبِ تر داشته. هر چه ذخیره ز جوانی‌ت به خزانه، می‌شود خرج دوا و درمانت و تنت اما، سوی گور روانه. چشم باز کنی و بینی کل هستی‌ت بسته به فینی! دماغت بگیرند جانت در رود و ده دقیقه یک بار حوصله‌ات سر رود. آن دم آه از سینه برآری کی جوانی، ای دیگران را خوراک سگدوانی، گذراندم تورا به بطالت، حق است یک فحشی کنم حوالت!

باری، در هم پیچیده خواهد شد طومار عمرت روزی، کاری کن که آن روز از حسرت خیلی نسوزی.»

مولانا این کلام را گفت و چشم گرداند و دید مریدان همه خوابند. شیشکی به افتخار خویش بست و چنین سرود:

زندگی‌مون چه عالیه خوراک‌مون نون خالیه

حرفای ما باد هوا همه کارامون ماس‌مالیه

جون ِ ماها مفت گرونه شهر ما اسمش تهرونه

هر روزی که چوب نخوریم اون روز یه روز عالیه

26/9/1384

برچسب‌ها:



  Comments:  ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017

Counter