شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۸۴ مرداد ۳۰, یکشنبه

حکايت ترديد در روايت

از جذاب‌ترین عذاب‌های زندگی برای من این است که درباره جزئيات و گاه کليات داستان‌هایم دچار تردید بشوم.

شخصیت‌ها که نوشته شدند، با قیافه‌شان مشکل پیدا می‌کنم، صدایشان را دوست ندارم و یا احساس می‌کنم صدای راوی وق می‌زند آن وسط. مشکل بزرگ‌تر گم شدن خودم است و از آن بزرگ‌تر اين سوال که اصلا چرا يک داستانی را بايد بنويسم!

یک بار برای یک داستان بلند مجبور شدم نقشه زمانی و مکانی بکشم تا بتوانم بفهمم اصولا کجا بودم!

و بار ديگر بعد از پنجاه صفحه از اساس با قضيه مشکل پيدا کردم.

حالا این‌ها را چرا گفتم؟

برای اینکه آخرین پست را که می‌خواستم قرار بدهم، دچار همین مشکل شدم. البته به زعم خودم نه چیزی آن وسط وق می‌زد و نه کسی بدریخت از آب در آمده بود. فقط نسبت یکی از شخصیت‌ها را با خودم گم کردم و دست آخر هم دلم نمی‌آمد داستان را تمام کنم. از یکی از جمله‌ها خوشم آمده بود و به سرم زده بود آن را بگذارم پایان... بی‌موخره!

با خودم کلنجار رفتم و از هدایت و راه راست و پیروی از بزرگان و چخوف و بولگاکف و بل و ونه‌گات کبیر و کالوینوی شهیر با خودم گفتم. گفتم نصفه‌کاره ول کردن کاری‌ست که آخر و عاقبت ندارد. به یاد گمراهی افتادم و اینکه پیش ارسطو مسئولم و پس فردا باید در بارگاهش جواب‌گو باشم.

خوف کردم و به تن‌لرزه افتادم وقتی یادم افتاد باید در پیشگاه افلاتون اثبات کنم که ماست سیاه است.

گفتم به هر حال به حساب قوم و خویشی با حضرت لوسیفر هم که شده بالاخره شاید به دیده اغماض کنند. اما سروش آمد (بدبختی به این بزرگی؟ خود همینگوی بود مرکب سروش را دزدیده!) : ای پسر! این چه بساطی‌ست. به دیدهٔ غماز هم اگر بیایی فقط حالمان را به هم زدی! چون پاره‌روزنامه‌ها که می‌نویسی، سر و ته هم نداشته باشی چه ‌شود!

خلاصه اینکه، نشستم و پایانی نوشتم. آخر انصافا تنها نویسنده‌ای که نباید با او دهن به دهن گذاشت همینگوی است.

حداقل برای من که یک دماغ شکسته بدتر از یک داستان پایان‌دار به حساب می‌آید. حتی اگر پایانش خودم را گیج کند.

به‌هرحال، پایانش را هم نوشتم و امیدوارم آسیب جبران ناپذیری به آن نزده باشم.

اساسا یکی از لذات نوشتن برای من می‌تواند این باشد که هر بار داستانی را که قبلا نوشته‌ام دوباره بخوانم و دستی در آن ببرم و در پایان مطمئن باشم دوستان گرامی که قبلا آن را خوانده‌اند، دوباره باید برای خواندن مطالب افزوده یا حذف شده (البته اطلاع از مورد دوم!) به آن مراجعه کنند! بهترین تجربه‌ام در این مورد حذف پنجاه درصدی یک شخصیت هنگام بازنویسی همین شبکه تار عنکبوتی رنگین و داستان شاقلبش بود!

( حضرتا از ما نگیر این علامات توجه و تعجب را که نبودش مایه حسرت است و بودش مزید نعمت. گر نيايد متن ما بلنگد و چون بر‌آيد جان ما بشَنْگد.)

حالا این همه را نوشتم که گفته باشم بیکار هم نبودم و در راستای شکستن انگشتان دست و کوژ کردن مهره‌های کمر و خدمات بی‌دریغ به آرتروز گردن، کاری انجام داده‌ام.

هنوز دچار تردیدم. اما نتیجه‌اش را امروز یا فردا همین‌جا قرار می‌دهم.



  Comments:  ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017

Counter