شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۸۳ اسفند ۲, یکشنبه


باور کنيد اصلا مسئله تنبلی نيست ... حوصله ام نيز سر نرفته ... نا اميد هم نشده ام ... خوشبختانه چند خواننده گرامی دارم که نظراتشان حقيقتا برايم مفيد و لذت بخش است ...

اين که به روز نيستم را می گويم ...

باور بفرماييد مطلب آماده دارم ... اما چند مشکل کوچک گريبان گيرم شده ...

يکی اينکه نمی دانم چرا اين چند روز ٬ وقتی برای مطلب گذاشتن پيدا نکرده ام ... انگار من هم مثل شهر مان دچار يک گره و بی نظمی شده ام ... انگار حوادث معمول اين چند روز خيلی حواسم را پرت کرده ...

و البته کمی خسته ام ... چون دارم از نوستالژی خفه می شوم ... و اين يکی ٬ نمی دانم چرا دقيقا در اين چند وقت اخير به جانم افتاده ...

و خسته ام ٬ چون خسته ام ... نه چون کار خاصی انجام داده ام ... اتفاقا بی کار ترين روزهای زندگيم را می گذرانم ... خسته ام ٬ تنها به اين دليل که دليلی پيدا نمی کنم تا خسته نباشم ... اين چند وقت به شدت بی دليل بوده ام .. بی خود و بی جهت بوده ام ...

و به روز نمی شوم ... چون دارم خفه می شوم از اين لا پوشانی اجباری وبلاگی و غير وبلاگی ... چون هر روز اگر بخت يارم باشد ٬ بايد نفس راحتی بکشم بعد از گفتن هر کلامی و بعد بگويم

(( ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول ... ))

چون در جايی گير افتاده ام که (( اين ور قر بدم بار گله داره ... اون ور قر بدم شاباش نداره ))

چون رمز ماندگاری لا پوشانی است ... کمی حقير به نظر می آيد ؟

کمی دليل دارم ... دنبال آن جور ماندگاری نيستم ( وقت رفتن بايد آن قدر بود که بتوان رفت ... وقتی يک حرفهايی را می زنم خودم هم می دانم که آن جور رفتن خوش است ... شتر در خانه است... ماندن آن جور که بايد ماند را می گويم.) می خواهم بمانم و بدانم و به پشتوانه اش انجام دهم ... اگر شد بسازم...... و برای انجام دادن اول بايد بود ... اول بايد دستی داشته باشم تا در آن بيلی بگيرم ... و اول بايد باغچه ای داشته باشم تا بيلم در آن به کار بيايد ... دريغ که ديگر وقتی نمی ماند و حالی که فکر کنم به کاشتن ... اما همان گاو شخم زن بودن برايم بهتر است از شتر پير پنبه دانه خور بودن ... اگر بتوانم گاو خوبی باقی بمانم هم مايه افتخار است ... شخم زدن هم خوب و بد دارد ... کاش بتوانم اصلا شخم بزنم و شخم زن خوبی هم باشم ... تا مگر به درد انسانی بخورم که بذری داشته باشد ... گاو شخم زن بودن هم خودش ادعای بزرگی است ... خب! اين باشد يک دسته گل که برای خودم فرستادم!

به هر حال ... با هر جان کندنی شده مطالبی در مورد حوادث معمول اين چند روز اخير نوشته ام و مطلبی درباره آن کشور بی نام قاره آمريکای شمالی ( حالا آنها هر چه می خواهند در جيمی نوترون اسم سگشان را بگذارند گدار! ... من که همين ديدن يک صحنه برايم دنيايی بود از لذت سر کلاس نقد نشستن ... )

و به روز نمی شوم ... چون چشمم ترسيده از بد نوشتن ...

جوابهای خوبی بر همين مطلب قبل نوشته شد ... به شدت از من انتقاد شد ... هم حضوری و هم مجازی ... و گر چه اين واژه گوريلهای نر را من گفتم و سر حرفم هستم ... ولی باز به من ياد آوری شد وقتی عصبانی هستم درست نيست نظراتم را دچار اعلام عمومی کنم ! ... اين سومين باری بود که بابت اين خبط مورد سوال قرار گرفتم ... و دوبار قبل که عصبانيتم را اين جور بروز داده بودم مجازات بدی شدم ... حد اقل يک بارش مجازات دردناکی بود که دو سال است به خاطر آن دارم زخم تنهايی را ناخن می کشم ...(‌آن هم به خاطر خشمی که بيشتر بر خودم گرفتم ٬‌اما معلوم بود که خشمگينم ... نبايد آن جور بروز می دادم. )

به هر حال ... سر حرفم و عقيده ام هستم ... ولی به خاطر زبان توهين آميزم موظفم عذر خواهی کنم ... نه از کسانی که جزو همان دسته اند ... بلکه از دوستانی که چنين نيستند و مجبور شدند آن برخورد را شاهد باشند و تحمل کنند ...

دوست گرامی ام که از کوچه ای بی انتها آمد حق دارند. و ديگر دوستان نيز ... نظراتشان ... فقط می توانم سپاس گزار اين همه خرد باشم که نورشان را به من هديه کرده اند ...

و ديگر اينکه ... سری به وبلاگهای قديمی تر بزنيد ... آنها مسئول نوشته هاشان بوده اند ... وهمين است که باعث می شود بعد از چند سال نوشته هايشان را بخوانم و لذت ببرم از آنها و درس بگيرم از آنها...

فکری شدم ... نکند حواسم پرت به روز شدن شود و هر مطلبی را همين طور کتره ای بياورم در وبلاگم ... نه اينکه حالا هر مطلبی بگذارم حقيقت محض است ... نه ! ... اما بايد مطالبی را بگذارم که به آنها معتقد باشم ... مطالبی که به قول خودم ! حداقل بتوانم ۵ خط در دفاعشان بگويم ...

و ديگر اينکه ... وديگر اينکه ... وديگر اينکه های ديگر ... می شوند دليل اين تاخيرم ... اما مطلب آماده است ... دارم بهشان فکر می کنم ... اميدوارم نقد و نظر شما هميشه ياورم باشد.

پيروز باشيد و سر بلند.



  Comments:  ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017

Counter