شبکـــه‌ی تارعنکـــبوتـــی رنگــین به روایت ســـاســـان م. ک. عــــاصـــی


۱۳۸۳ بهمن ۴, یکشنبه


دوستی به من یک ایراد وارد دانست ( انگار نمی دانست که من دروازه ایرادهایم و کلی ایراد به من وارد است!) ...

ایرادش از اینجا آغاز می شد (( تو چرا یهو تو وبلاگت می ری قاطی باقالی ها ؟))

و منظورش این بود که چرا لحن نوشتارم اشک و آهی می شود کمی ... و به طور کل (( چرا دیگه خنده دار نمی نویسی؟ ))

حالا یک سوال ... خنده دار یعنی چه ؟ ... منظور طنز است ؟ یعنی من تا اینجا طنز نوشته ام ؟ خودم را به ندانستن و نفهمیدن نمی زنم ... جدی می گویم ... ننوشتم که فقط بخندانم ... وقتی

می نوشتم همین هایی که دوستم را خندانده ، خودم داشتم آتش می گرفتم از حرص و خشم...

این عادت من است ... دوستان نزدیکتر می دانند... بدترین طغیانهای عصبی من وقتی شروع

می شوند که قبلش مدتی طولانی خندیده ام... نه اینکه بی دلیل ... کلا وقتی عصبانی می شوم

ــ بعضی اوقا ت که قضیه خیلی جدی است ــ مدتی طولانی خنده از روی صورتم محو نمی شود ... طرف خیال می کند کلی هم دارد به من خوش می گذرد ... چون همه چیز مثل همیشه است ... بعد یکدفعه کار بیخ پیدا می کند... جدی و شوخی ام اغلب معلوم نیست!

بله دیگر ... این دوست عزیز مطلبی که همین پایین آمده و مطلب قبلی باشد ، پیش از آمدن در وبلاگ خواند و این گفت و گو پیش آمد...

و بعد گفت (( حالا شُهرته که تو هی می نویسی چی خوندی و چه کار کردی؟ اسم نویسنده و موسیقیدانای گردن کلفت را می نویسی که بگی خیلی کارت درسته و همه چیز دونی؟))

حالا شما بگویید... واقعا اینها که من نوشته ام مایه افتخارند ؟

فخر فروشی است که آدم بگوید باخ گوش می کند ؟ خب حبیب و شهرام شب پره هم گوش می کنم ... الویس و دین مارتین هم می گذارم و وسط اتاق تنهایی تویست می رقصم ! بی آنکه بدانم با راک ان رول و جاز هم می شود تویست رقصید یا نه ... و اصلا چه کسی این وسط ارزشها را مشخص می کند؟

چند نفر در همین مملکت همین جوری زندگی می کنند؟ من یک نفر که نیستم... نه علامه دهرم و نه هیچ کس دیگر غیر از ساسان . م . ک . عاصی ... و همین ساسان . م . ک . عاصی بودنم را می نویسم ...

دوست عزیز من ... فخر فروشی نیست اینها ... حداقل من به این قصد چنین نمی کنم ... تو چطور به چشمت فخر فروشی آمده من نمی دانم ...

اما می دانی من چه فکر می کنم ؟ من اصلا هیچ فکری نمی کنم ... من دارم کار خودم را می کنم ... و فکر نمی کنم خانم یا آقای فلان اگر موسیقی گوش می کند برای این گوش می کند که به من بگوید من خود حضرت حق هستم ...

باور کن آدمها ننشسته اند فکر کنند تو از رفتارشان چه برداشتی می کنی و چه رفتاری آنها را در نظر تو بالا یا پایین می برد ... حداقل خیلی ها که همین طورند ... ( یا شاید بعضی ها ... خواستم خوش بین باشم...)

آدمها دارند مثل آدم زندگیشان را می کنند ... من هم سعی دارم همین کار را بکنم ... حالا اگر تو دوست داری طور دیگر فکر کنی ... خب! من نه موسیقی گوش می کنم ، نه کتاب می خوانم و نه حتی حمام می روم...! اصلا من خر ... من خاک بر سر ... خوب شد؟



  Comments:  ارسال یک نظر
<< Home

[ خانه| پست الكترونيك ]

انتشار الکترونیکی نوشته‌های این وبلاگ همراه لینک، و چاپ آنها تنها با اجازه‌ی نویسنده (ساسان م. ک. عاصی) مجاز است

Home
E-mail
Feed

دیوارپَرده

راهــــــــــرو

گوگل ریـــدر

پیوندها

جستار
فرزان سجودی
حضور خلوت انس
نویسش نقطه الف در نقطه الف
N.EHT.1927. ART
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
نقره‌ی اثیر
...آمدم، نبودید
یادداشت‌ها و چیزهای دیگر
تنهایی پر هياهو
Sir Hermes Marana the Great
A Man Called Old Fashion
شوخی روزگار
آفتاب پرست
لولیتا
سرزمین رویاها
وضعیت بینابینیت
راز
زن‌نوشت
سپینود
موسیقی آب گرم
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
قصه‌های عامه پسند
Osmosis
کتاب‌های عامه‌پسند
کتاب‌خونه
اگنس
ماهی_سیاه_کوچولو
دفترهای سپید بی‌گناهی
درباره نشانه
LIthium
لحظه
رگبار
گل‌تن
حقایق درباره‌ی نازلی دختر آیدین
خرمگس خاتون
آدمهای خوب شهر
روز برمی‌آید
U2
لولیان
نوشته‌های اتوبوسی
Agrandissement
پیاده رو
Déjà Vu
فلسفه در اتاق خواب
ذهن سیال
دختر بودن
خودخویش‌نامه
زن نارنجی
1807
همشهری کاوه
غربتستان
دالان دل
برج شادی
لحظه‌هایی از بودن
آنکس که نداند
خودکار بی‌رنگ
شور
تفتستان
علیرضا معتمدی
ترانه‌ای در تاریکی
!همين كه هست
دنیای هیچ‌آلودِ من
گلاره و نارنج طلا
عاقلانه
داستانک‌های چوبی
مشعشع‌ نامه
مینیمال‌ها و طرح‌های رضآ نآظم
نگین
٤دیواری
صدف فراهانی
Frozen words
گلناز والا
ايزدبانو
الهه مهر
بیلی و من
روزمره
بانوی اردیبهشت
فلُّ‌سَفَه
دید هفتم
پاپریک
از مهتابی به كوچه تاريک
حبسیات
روایتی دیگر
راوی حکایت باقی
سوراخ تو دیوار
دندانهای تيز
نامه های جامانده
یادداشت‌های یک معترض

شعـــــر

نامه‌هایی به خودم
یداله رؤیایی
همین‌طوری نوزدهم
پاگرد
اتاقي از آن خود
...می‌خوام خودم باشم
کوتاه نوشته های من
من واقعی
Photo Haiku
کو
یادم تو را فراموش

ســایت‌ها

تغییر برای برابری
هزارتو
جن و پری
زنستان
آکادمی فانتزی
هنوز
هفتان
رادیو زمانه
بلاگ‌نیوز
بلاگچین
کارگاه
دیباچه
مجله‌ی شعر در هنر نویسش
هستیا
دوات
کتاب قرن

مـوسـیـقی

گفتگوی هارمونیک
BANG Classical
آرشه
هنر و موسیقی
My Reticence
Classic Cat
هرمس
مرکز موسیقی بتهوون
آوای باربد

عکاســــی

Masters of Photography
FanoosPhoto
Nazif Topçuoğlu
کسوف
یکی دیگه
نگین فیروزی

گالـــــری‌ها

Artchive
ژازه طباطبائی
آرون جاسینسکی
نگین احتسابیان
آزاده طاهائی
مکرمه قنبری
Chera na ...?

هنرکـــــــده‌ها

موزه هنرهای معاصر
خانه‌ی هنرمندان ایران
بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران

آرشـــــیو

December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
November 2009
January 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
December 2010
February 2011
June 2011
May 2012
June 2012
July 2012
October 2012
November 2012
April 2013
June 2013
July 2013
September 2013
April 2014
May 2014
June 2014
October 2014
December 2014
January 2015
February 2015
April 2015
May 2015
May 2017
June 2017
September 2017

Counter